بازم سلام. ببینید این Saafa چه ميكند... بريد حالشو ببريد...
گه فكر ميكني بي عرضه هستي؟اگه فكر مي كني به درد هيچ كاري نمي خوري !اگه فكر مي كني بي مصرف هستي!به خدا درست فكر مي كني!
کي بود يکي نبود..وقتي اين يکي بود اون يکي نبود وقتي اون يکي بود اين يکي نبود..خلاصه ما هم نفهميديم که کي بود و کي نبود اما فهميديم که اون يکي با اين يکي نبود
وقتي يه سيب گاز ميزني و يه كرم درسته ميبيني زياد ناراحت نشو.وقتي ناراحت شو كه كرم نصفه ميبيني!
دوست دارم با تو بخوابم ؛ منو تو تنها با هم ؛من بي تو خوابم نمي بره ؛كجايي زير شلواري من!
خطر:اگه این اس ام اس رو بخونی ویروس وارد مغزت میشه.لودینگ..10%...50%..90%...ارور...مغزی یافت نشد.با خیال راحت بقیه شو بخون!!!
عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی
عشق آن است که صد دل به یک یار دهی
کاش بودی تا دلم تنها نبود / تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی / بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
کاش می شد قلب ما از یاس بود / تک تک گلبرگ آن احساس بود
پاک و سبز و ساده و بی ادعا / کاش می شد بهتر از الماس بود
کاش می شد عشق را تفسیر کرد / عاشقی را با محبت سیرکرد
ترکه توي يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه ميگه خب خدا رو شکر که اين فقط يه مانوره!!!
را نداري، لااقل شعور معشوقه بودن را داشته باش
بدن عریانت را در اختیار کسی بگذارکه روح عریانش در اختیار توست
مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
ويكتور هوگو ميگه هرگز به كسيكه دوسش داري نگو دوستت دارم ............ ويگتور هوگو غلط كرد ................. دوستت دارم دوستت دارم
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو ای ظالم دلی آهن ربا داری
عاشقى را شرط اول ناله و فریاد نیست
تا کسى از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقى کار هر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست
آدم به شش دلیل شانس آورده! چون حوا نمی تونسته بهش بگه:
1.من ادمت کردم
2.برو از شوهر مردم یاد بگیر
3.دیشب کجا بودی
4.پولاتو دادی مامانت
5.مامانم اینا
6.چرا به اون زنیکه نگاه کردی؟
میدونی "نبات"کیلویی چنده ؟ نمیدونی ؟ "نقل " چی ؟ اونم نمی دونی ؟اشکال نداره ،از قدیم گفتن :خر چه داند قیمت نقل و نبات !
سكوتم را به باران هديه كردم.تمام زندگي را گريه كردم...نبودي..!.در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست . هر کسي نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته به جاست خوشتر آن نغمه که مردم بسپارند به ياد.