همه ی بزن بهادرهای دربی
عزیز اصلی ٬ دروازه بان عصبی و عصیانگر پرسپولیس در بزن بزن های داربی حرف نداشت . او که بارها در زمین تمرین و بازی های پرسپولیس با بازیکن . مربی و هوادار و همه و همه در گیر شده بود ٬ در سال های ۴۸ و ۴۹ مورد توجه کارگردان های فیلمفارسی قرار گرفت و در ۸ فیلمفارسی ٬ بازی کرد و طرفداران دو آتشه پرسپولیس را هم به سینما کشاند . عزیز اصلی که لقبش عزیز فنر بود ٬ روزهای داربی تاج و پرسپولیس یک گلادیاتور به تمام معنا بود . او در ۲ داربی سال های ۴۸ و ۴۹ دو داور یعنی ارشد برازنده و ابوالقاسم حاج ابوالحسنی را با سیلی های آبدار نوازش میکند و از زمین هم اخراج میشود . در واقع اولین جنجال بزرگ داربی تهران در ۱۷ بهمن ۱۳۴۸ و در چهارمین ملاقات اتفاق افتاد . تاج در آن بازی با گل دقیقه ی ۸۳ غلامحسین مظلومی جلو افتاد ٬ اما چند دقیقه بعد سرپرست فعلی پرسپولیس یعنی محمود خوردبین دروازه ی تاج را باز می کند ٬ اما حاج ابوالحسنی گل را نمی پذیرد و آن سیلی معروف را از عزیز اصلی میخورد و او را اخراج می کند . پس از این اتفاق بازیکنان پرسپولیس در اعتراض به داوری زمین را ترک میکنند . فدراسیون آن زمان بازی را ۳ بر ۰ به سود تاج اعلام کرد و عزیز فنر را هم ۶ ماه محروم کرد . درست ۱ سال بعد دیدار تاج و پرسپولیس دوباره با درگیری همراه بود و به هم ریخت . تاج سوار آن بازی بود و بازی خوب آنها باعث شد تا عباس مژدهی ٬ مهاجم تاج در دقیقه ۷۵ گل اول تاج را به ثمر برساند . بازی پس از گل عباسی از سیر طبیعی اش خارج شد . دقیقه ۷۷ بر اثر درگیری مهدی لواسانی (بازیکن تاج) و همایون بهزادی (بازیکن پرسپولیس) ارشد برازنده هر دوی آنها را اخراج کرد ٬ اما این پایان داستان نبود . درست از لحظه ی اخراج بهزادی و لواسانی ٬ حسین کلانی به داور بازی اعتراض کرد . برازنده حدود ۳ دقیقه تحمل کرد ٬ اما در دقیقه ۸۰ کاسه صبرش لبریز شد و به کلانی کارت قرمز نشان داد . اما کلانی به هیچ وجه حاضر نبود زمین را ترک کند . در همین لحظه عزیز فنر از راه رسید و یک سیلی محکم و پر قدرت به صورت داور بازی زد تا او هم اخراج شود . بازیکنان پرسپولیس در حالی که عزیز اصلی را از زمین بازی بیرون می بردند ٬ خودشان هم دیگر وارد زمین بازی نشدند تا فدراسیون درست مثل سال قبل آبی ها را سه بر ۰ برنده اعلام کرد .
اولین دعواهای بعد از انقلاب
در سال های بعد از انقلاب٬ اوضاع کمی بهتر شد تا این که در داربی بیست و دوم٬ یک بار دیگر بازی دو تیم نیمه کاره ماند . در بیست و پنجم آبان ۱۳۵۸ استقلال و پرسپولیس برای اولین مرتبه پس از انقلاب در یک دیدار دوستانه به دیدار هم رفتند . در دقیقه ۴۳ بازی ٬ غلامرضا فتح آبادی استقلال را پیش انداخت . اما در دقیقه ۷۵ عده ای از تماشاگران پرسپولیس در اعتراض به داوری ٬ به داخل ورزشگاه شیرودی ریختند تا بازی به پایان نرسد . البته چون بازی دوستانه بود ٬ با تصمیمات فدراسیون روبرو نشد . داربی پس از انقلاب تا سال ۶۸ بدون تنش بود ٬ حتی سال ۶۲ داربی با حضور ۱۳۰ هزار نفر برگزار شد و طرفداران را روی تارتان های ورزشگاه آزادی نشاندند و استقلال با گل دقیقه ۸۲ مظلومی به پیروزی می رسد اما خون از دماغ کسی نمیچکد . به هر ترتیب داربی اول دور رفت سال ۶۸ با نتیجه تساوی به پایان می رسد و دو تیم در حال ترک کردن زمین هستند . ضیا عربشاهی (بازیکن پرسپولیس) که در طول بازی مامور کنترل شاهرخ بیانی (بازیکن تاج) بود به سمت او می رود و به بیانی می گوید : شاهرخ خان خسته نباشی ! لحن ضیا کاملا معمولی به نظر میرسید ٬ اما شاهرخ بیانی به خاطر وجود کلمه ی خان آن را توهین آمیز می داند و همان لحظه مقابل دیدگان ۱۰۰ هزار تماشاگر یک مشت به صورت عربشاهی میزند . عربشاهی با یک آآخ بلند نقش زمین میشود . البته بازیکنان استقلال خیلی زود شاهرخ را به رختکن می برند تا جنجال به سکو ها نکشد و بعد ها بیانی از عربشاهی عذر خواهی میکند و قضیه ختم به خیر می شود .
وقتی خون جلوی چشم همه را گرفت
داربی سی و هشتم استقلال و پرسپولیس شرایط خاصی داشت . دو سال بود که داربی برگزار نمیشد و حالا سرخابی ها بعد از دو سال در سی ام دی ۱۳۷۳ به مصاف هم رفتند . بازی داغ ٬ حساس و سرنوشت ساز دو تیم در حضور بیش از ۱۲۰ هزار تماشاگر پر شور و در یک روز سرد زمستانی برگزار میشد . حساسیت بالای بازی و قضاوت ضعیف احمد ابهران ٬ داور بازی باعث شده بود که بازی از همان ابتدا روند طبیعی نداشته باشد . ابهران در دقایق ابتدایی بازی ٬ گل فرشاد پیوس (بازیکن پرسپولیس) را که از پشت محوطه جریمه و روی یک ضربه ایستگاهی به ثمر رسید ٬ به دلیل این که پیوس زودتر از سوت ابهران اقدام به شوت کرده بود قبول نکرد و این مقدمه ای بر جنجال برانگیزترین بازی تاریخ فوتبال ایران بود . اوج تنش بازی آنجا بود که در دقیقه ی ۸۸ و در حالی که استقلال بازی دو بر صفر باخته را ۲-۲ کرده بود ٬ احمد ابهران مجتبی محرمی و امیر قلعه نوعی را که با هم زد و خورد کرده بودند ٬ اخراج کرد . این دو بازیکن که دوستان صمیمی هم بودند ٬ آنچنان همدیگر را کتک زدند که هیچ کس باور نمیکرد . بازی چند دقیقه ای تعطیل شد و در همین گیر و دار تماشاگران عصبانی و خشمگین پرسپولیس درست مثل جنگ های صلیبی از ضلع شمالی به داخل زمین ریختند و به سمت داور بخت برگشته حمله ور شدند .
نیروی انتظامی حاضر در ورزشگاه که آمادگی چنین درگیری هایی را نداشتند ٬ نتوانستند کنترل ورزشگاه را در اختیار بگیرند . با هجوم تماشاگران بازی تعطیل شد و درگیری که بالا گرفت تلویزیون هم چند ثانیه ای از درگیری را پخش کرد . اما جارللهی مجری وقت شبکه ۲ با چهره ای هراسان روی آنتن آمد و از اتفاقات افتاده شده ٬ اظهار تاسف کرد و یک سری جملات کلیشه ای را تحویل بینندگان داد . چند روز بعد فدراسیون فوتبال به دلیل هجوم تماشاگران پرسپولیس بازی را ۳-۰ به سود استقلال اعلام کرد و بازیکنانی که با هم درگیری داشتند را با محرومیت های سنگین جریمه کرد .
مجتبی محرمی ٬ احمد رضا عابدزاده و رضا شاهرودی سه بازیکن پرسپولیس که دومی در اولین دیدارش در پرسپولیس مقابل استقلال قرار می گرفت که اتفاقا هم دل خوشی از مسئولان استقلال نداشت ٬ به ترتیب ۳ ٬ ۲ و ۱ سال محروم شدند . کتک کاری بازیکنان بیشتر حول و حوش عابدزاده ٬ شاهرودی ٬ محرمی ٬ قلعه نوعی ٬ ورمزیار ٬ فکری و مسعود غفوری های اصل می گشت . این بازیکنان به شدت همدیگر را کتک زدند . پیوس ٬ فکری ٬ ورمزیار و غفوری های اصل هم هر کدام ۶ ماه محروم شدند البته داداش زاده و کرمانی مقدم هم در درگیری ها حضور فعال داشتند که از محرومیت جان سالم به در بردند . نتیجه ی این درگیری ها و محرومیت ها این شد که دیدار برگشت دو تیم در بندر عباس در کنار یک زندان و بدون حضور تماشاگر برگزار شد .
وقتی کرمانی مقدم ٬ جان دایی را نجات داد
علی دایی که در سال ۷۳ در پرسپولیس بازی میکرد و حدود یکی دو سالی میشد که قرمز پوش شده بود ٬ در داربی ۳۰ دی اهل درگیری نبود و از همان لحظات اول درگیری میخواست به رختکن برود . اما دایی هم به خاطر کنجکاوی و دیدن درگیری شدید بین عابدزاده ٬ شاهرودی ٬ محرمی ٬ فکری ٬ قلعه نوعی و غفوری های اصل در زمین ماند . زمانی که هواداران خشمگین پرسپولیس وارد زمین شدند ٬ دایی فهمید که هر چه زودتر باید فرار را بر قرار ترجیح دهد . البته در این بین تماشاگران استقلال هم بیکار نبودند و آنها هم جنگ گلادیاتوری را به بهترین شکل پاسخ دادند و از طرف دیگر زمین وارد شدند ٬ دایی تا به خودش می آید میبیند که وسط درگیری هواداران آبی و قرمز است . حالا دیگر تصمیم برای رفتن به رختکن کمی دیر شده ٬ چون یک هوادار سیبیل کلفت استقلال با یک قمه بزرگ دارد به او نزدیک میشود . نعره تماشاگر قمه به دست با پاهای دایی بنزین سوپر تزریق میکند . البته او میدود ولی نه به سمت رختکن ٬ بلکه به وسط زمین ! وسط زمین فضای بازتری برای فرار بود و اگر دایی به سمت رختکن فرار میکرد قطعا تکه بزرگه اش گوشش بود . به هر جهت دایی با ترس زیادی می دود . دایی ۸۸ دقیقه دویده ٬ دیگر نای دویدن ندارد و قمه به دست هر لحظه به او نزدیک میشود و حتی چند بار نزدیک است با قمه اش دمار از روزگار دایی درآورد . حالا دیگر کمتر از نیم متر فاصله بین قمه به دست و دایی فاصله وجود دارد . اما یکباره قمه به دست درست مثل کسی که تیر بخورد سرنگون میشود . مجتبی کرمانی مقدم ٬ با یک تکل جانانه از بغل هم جان دایی را نجات میدهد و هم احتمالا قوزک پای قمه به دست را خورد میکند . پس از این صحنه دایی انقدر سریع به رختکن میرود که خود کرمانی مقدم هم او را نمیبیند . البته جالب است بدانید که ادموند اختر هم در آن بازی کتک جانانه ای از هواداران پرسپولیس خورد.
درگیری های برومند ٬ رافت ٬ استیلی و نوازی
مثل این که ماه دی کلا ماه جنجالسازی است . پس از اتفاقات عجیب و غریب دی ماه ۷۳ ٬ ۶-۵ سال داربی های تهران به شکل آرامتری برگزار شد و اکثرا هم با برتری پرسپولیس همراه بود . اما در داربی ۴۹ که نهم دی ۱۳۷۹ برگزار شد ٬ دوباره درگیری شدیدی در پایان بازی رخ داد . هاشمی نسب یکی از پرسپولیسیهای با تعصب که تازه به استقلال رفته بود در دقیقه ی ۸۲ گل دوم و برتری استقلال را به ثمر رساند و پس از خوشحالی عجیب بیهوش شد و بسیاری از هواداران استقلال هم کارشان به بیمارستان کشید . اما ۵ دقیقه بعد علی کریمی با یک ضربه زیبا دروازه پرویز برومند را باز میکند و کاری میکند تا ناصر ابراهیمی کمک علی پروین با موی سفید و سری خلوت از مو پشتک وارو بزند و همراه با بازیکنان پرسپولیس دور افتخار بزند . در دقیقه ی ۹۰ بازی یک توپ روی دروازه استقلال سانتر میشود که رافت و برومند با هم به هوا پرواز میکنند و برومند توپ را جمع میکند . هر دو که فرود می آیند پس از لحظه ای رافت از برومند فاصله میگیرد ٬ پرویز او را صدا میزند و چیزی به او میگوید . رافت به سمت برومند میرود ٬ ولی با مشت برومند روبرو میشود . با نقش بر زمین شدن رافت بازی به جنجال کشیده میشود . داور بازی که بسیار متزلزل و ضعیف بازی را قضاوت کرده بود برومند را از زمین بازی اخراج کرد . البته جنجال در آن بازی فقط به اخراج برومند ختم نشد . بازی که به پایان میرسد بازیکنان دو تیم با هم زد و خورد میکنند که در این میان حمید استیلی و محمد نوازی درست مثل دو جنگجو به هم میپرند و البته فرزاد مجیدی و مهدی تارتار هم نقص اساسی در درگیریها داشتند .
هنوز آن صحنه که مهدی تارتار با استوکهایش به کمر محمد نوازی میکوبد جلوی چشم همه است . پس از این که با میانجگری پلیس و بزرگان دو تیم درگیری ها می خوابد ٬ استیلی و نوازی و برومند به زندان قصر برده میشوند و حدود یک روز در آنجا زندانی میشوند . البته پس از پایان بازی درگیری های شدیدی روی سکوها و حتی بیرون از ورزشگاه اتفاق می افتد . بیشترین خسارات به اتوبوسرانی هم در همان روز وارد میشود که بی سابقه بود ٬ به طوری که صبح روز شنبه پایتخت فلج میشود . البته نباید از حضور هاشمی نسب در تیم مقابل که در ملتعب شدن جو ورزشگاه نقش مهمی داشت ٬ گذشت . کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال پرویز برومند ٬ حمید استیلی و محمد نوازی را با محرومیت های بلند مدت جریمه کرد . جالب اینجاست که خود عقاب وارد این درگیری ها نشد ٬ آنهم احتمالا به خاطر این بود که سال ۷۳ یکبار این کار را کرده بود و چوبش را هم خورده بود . نکته ی جالب دیگر این بود که صدا و سیما درگیری های آن روز را کاملا پخش کرد ٬ حتی صحنه هایی که پس از بازی اتفاق افتاد .
وقتی حاجی مایلی از فنس های امجدیه بالا رفت
مایلی کهن در دوره بازیگریش مثل الان بود . از درگیری لفظی و فیزیکی ابایی نداشت و خلاصه از همان اول هم اهل جنجال و واکنش بود . این روزها اگر به علی دایی میگوید : آقا قلدره!! ٬ آن روزها هم مقابل زورگویی می ایستاد . چند سال قبل از این که او به همراه دادکان و زادمهر در نزاعی خیابانی ٬ حسابی از خجالت طرفداران تاجی دربیایند و سوژه ی شماره ی ۱ مطبوعات سال ۵۶ شوند ٬ در یکی از داربی های قبل از انقلاب جنجالی به پا کرد . ماجرا از این قرار بود که هواداران تاج در ورزشگاه امجدیه با فحشهای رکیک میخواسنتد روحیه ی بازیکنان پرسپولیسی را خراب کنند که حاجی مایلی با اخلاق خاص خودش از این موضوع ناراحت میشود و در اقدامی جالب از فنس های ورزشگاه بالا رفته و شروع به جر و بحث با هواداران تاج میکند و جو ورزشگاه را بهم میریزد .